๑۩۞۩๑ پست ثابت تولد ๑۩۞۩๑

 

..:  تولدت   مبارک  :..

 

 

سلام زیبا ،

ای یکی یکدانه سرو گلستان دلدادگی ، تولدت مبارک .

تو بزرگ شدی و من کوچک ،

دارم پا به پای شمع تولدت قطره قطره آب می شوم ،

منت سر تقویم هایمان گذاشتی ،

تابستان را خجالت دادی ،

مرداد را سرافراز کردی ،

آن عدد را تا ابد شرمنده ی خودت کردی

و بقیه ی سیصد و شصت و چهار روز سال را

اگر کبیسه نباشد

حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی ،

زیبا اینجا به احترام تولد تو یک شمعدانی و یک شمعدان خالی و یک شمع جدا جدا در حال سوختنند ،

دل من را که نگو

زیبا ! من این آرزو را یک گوشه ی دنج دلم پنهان کردم

که شانزده روز تولد زمستانی خودم به آن عدد رمز تولد تابستانی تو را مثل سبزه هایی که روز سیزده به هم گره

 

می زنند به هم گره بزنم و با هم جشن بگیریم ،

زیبا ! من تمام شکوفه هایی را که پیش از تولد تو روییدند تنبیه می کنم ،

تیغ سرزنش را هرچه در گلوی آرزوهایم فرو بردم نبرید ،

زیبا من آخرش هم تشنه می میرم ،

هیچ فکرش را می کردی مراسم افتتاحیه ی زندگی تو باعث برگزاری مراسم غیرمنتظره اختتامیه ی طاقت من

 

در وسیع ترین تالار دلتنگی باشد ؟!

زیبا من هم دارم پا به پای تنها شمع تولدت تمام می شوم اما به هرحال خوش آمدی ،

قدم روی چشم عدد یک گذاشتی که تولدت را با آن ساختی ،

لطف کردی دستی هم بر سر ماه سوم تابستان کشیدی ،

عجب زیبا جان ،

عجب گلی زدی به سر تابستان ،

تو ثابت کردی که با یک گل هم گاهی تابستان ، بهار می شود .

زیبا مرداد را بهشت کردی ،

گل کاشتی قهرمان ،

چه اقبالی داشت فصلی که تو تحویلش گرفتی ،

جان همین روز عزیز تولدت ،

چند نفر سفارشش را کرده بودند ؟ :)

زیبا تولدت خیلی مبارک .

چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزه ی کیک تولد تو را زیر

 

ساعت های نازنینشان سپری کنند ،

امسال منت سر شنبه گذاشتی ٬

جمعه دق نکند خوب است ٬

زیبا تولدت مبارک .

من امروز به نیت گام نهادن تو به بیستومین بهار زندگی ٬

بیست بار خدای برگهای مسافر پاییزی را سجده می کنم .

بیست گلدان را آب می دهم ٬

بیست کبوتر را آزاد می کنم ٬

بیست گل را نمی گذارم کودکان بازیگوش بچینند ٬

بیست بار به روی رهگذران خسته لبخند می زنم ٬

بیست هزار بار آه می کشم ٬

بیست هزار بار سر بر آسمان دعایت می کنم ٬

بیست بار خوشبختی ات را از خدا می خواهم و می گیرم ٬

بیست بار خدا را با هزار لحن مختلف در بیست حالت سبز با بیست اشک زلال صدا می زنم و بیست بار بر روی

 

بیستمین برگ دفتر خاطرات بیست صفحه ای می نویسم :

زیبا جان بیست بار به توان بیست هزار بار آن عدد مجهول تولدت مبارک .

کسی که بیست سال آینده هم همین قدر دوستت دارد .

بیست بار با اسفند جوری که چشممان نزنند خیلی دوستت دارم .

زیبا جان بیست سالگی مبارک .

نه اصلا خیلی ساده ٬

زیبا تولدت مبارک ...

 

پ . ن :

سلام به تمامی دوستانم ...

امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید و تابستون بهتون خوش گذشته باشه ...

الان دیگه باید موضوع این پستو فهمیده باشید

امروز روز خیلی خوبیه ، خیلی خیلی خوب

واسه همین اومدم چند خط بنویسم و منم به نوبه ی خودم بهش تبریک بگم ...

تولدت مبارک بهترین فرشته ی روی زمین  ...

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
نسرين

زاده مي شويم با اشكي از آگاهي بر چهره مان، ما مي دانستيم از اول: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود، آدم آورد در اين دير خراب آبادام... . زاده مي شويم تا يك «من» به عالم اضافه شود و يك تفكر در جريان هستي قرار گيرد... . من هم متولد مرداد هستم، مرداد، گرم ترين ماه سال.

اسرین

اگرخیلی مهربان باشدورق میزندولی اکثراوقات ادم رامچاله میکند روزگار...

◕✿◕شاپرک◕✿◕

سالروزتولدش روتسلیت میگم به فرشته های آسمون.... چون20سال پیش ازشون جداشد... اماحالافرشته ی زمینی هستش براي تو..... فرشته ی زمینی تولدت مبارک....[لبخند][گل][قلب]