بانو ...

 

بانوی لحظه ی تحویل سال هام ،

بانوی از تو محول همه ی احوال هام ،

بانوی مه گرفته ،

بانوی ماه ،

بانوی در شب تنهاییم پناه ،

بانوی با تو شبم روز می شود ،

بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود ،

بانوی کودکی ام عاشق تو بود ،

بانوی چارشنبه های پُر از انفجار و دود ،

بانوی - من همیشه تو را خواب دیده ام - ،

بانوی مثل تو هرگز ندیده ام ،

بانوی شعرهای من از تو شکوفه داد ،

بانوی بوی تو اُفتاده دست باد ،

بانو !

بهار من تویی ...

 

پ . ن  :

 

من ، بی تو چیزی نیستم جُز

پرده ی بی آفتاب

جُز رختخواب کهنه و لیوان آب و قرص خواب

من ، بی تو چیزی نیستم جُز

خونه ی بی پنجره

جُز آدمی که غربتش از مرگ طولانی تره ...

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
قلندرماماهانی

کلاس معرفت من بودم ودل معلم عشق بود و درس بیدل به سینه کرد اشاره گفت باشوق کتاب مهربانی رابخوان دل "قلندرماماهانی"