تو می دانی کِی از تو سیر می شوم ...

 

تو می دانی کِی از تو سیر می شوم ؟

کِی می شود به کار خودم برسم

بروَم بیرون

کوهی

دریایی

هرچی !


تو می دانی کِی می شود

به تو فکر نکرد ؟

که به چیزهایی که خودم دوست دارم

فکر کنم

آخر الان

هرچه را می بینم ، می گویم

تو خوشت می آید ؟

نمی آید ؟

نمی دانم !


اصلن این ها را ول کن ،

هیچ

تو می دانی

کِی می شود خوابت را ندید ؟

چگونه می شود خوابید وُ

تو را ندید ؟

/ 2 نظر / 10 بازدید
ویولون

عشق تو باید فقط عشق باشد. نباید هیچ چیز دیگری را به تو بدهد تا بتواند گرفته شود. پس وقتی که می آید خوب است وقتی که می رود خوب است تو همانی که بودی باقی می مانی. من در زندگیم انواع موقعیت ها را دیده ام ولی هرگز به عقب نگاه نکرده ام همیشه دریافته ام که خوب بود که تمام شد. حالا چیزی جدید ممکن است. وگرنه هنوز هم با اسباب بازی سرگرم خواهی بود با عروسک های خرسی… چیزها می آیند و می روند و تو می مانی و تو با هر تغییری پخته می شوی و بالغ. هر تغییری زیباست….. اوشو

سامی

{مرا هزار امید است و هر هزار تویی } شعرش واقعا قشنگه....